طوفانی چون نسیم

دوستی با هرکه کردم خصم مادرزاد شد / آشیان هرجا فکندم خانه‌ی صیاد شد

من از بیگانگان هرگز ننالم / که با من هرچه کرد آن آشنا کرد

از دشمنان برند شکایت به دوستان/ چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم

-------------------------------------

روحم درد دارد......

بشناس مرا حکایتی غمگینم

افسانه ی تیره ی شبی سنگینم

تلخم ، کدرم، شکسته ام، مسمومم

ای دوست!؟ شناختی مرا ؟ من اینم

 

من اینمو غرق خستگی آمده ام

ویرانم و از شکستگی آمده ام

از شهر یگانگی؟ فراموشش کن

از شهر هزار دستگی آمده ام

 

آنجا با هر که زیستم کشت مرا

هر هم خونی به خون آغشت مرا

صدها دستی که دوست میخواندمشان

صدها خنجر شکست در پشت مرا

/ 6 نظر / 23 بازدید
رامین

فـراخـوان دعـای همــگانـی برای ظهور مــولا صـاحـبــــ الـزمــان ارواحـنا فـداه قــرائـت دسته جمعی دعــای فـــــرج توضیحات بیشتر در وبلاگ http://mazhabi-azna.blogfa.com

sifalaw

فعلاسرگرم بخودزخم زدن سرگرم بندزدن چینی شکستنی دل

sifalaw

کسی که زیاد تو حرفاش میگه:بیخیال!! بیشتر از همه فکر و خیال داره..فقط دیگه حوصله و توان بحث نداره..!!!!!

sifalaw

خیلی سخته هر کاری از دستت بر بیاد براش انجام بدی... آخرش بگه:مگه من ازت خواستم؟؟!!!...

sifalaw

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است (دکتر علی شریعتی)