قالب وبلاگ

مطهرونی ها بشتابید
بودن دردنیای واقعی فردا؛ یعنی تسلط برجهان مجازی امروز به شرط آنکه واقعی بمانیم 
لینک دوستان

گاهی سکوت بهترین تحقیر است

به نظر من تحقیر که چه عرض کنم بهترین فحش، بهترین اعتراض و بهترین حرفها رو میشه با سکوت زد

خیلی ها ارزش اینکه باهاشون هم کلام بشیم ندارن

در برابر دروغگویی، بی حیایی، نامردی و خیلی چیزها که اینجا جاش نیست باید سکوت کرد و به موقع جواب های دندان شکن داد

زنده باد سکوت

[ پنجشنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٤ ] [ ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ ] [ sifalaw ]

این مطلب را باید انقدر بخونی تا حفظ بشی...

افراد را باید عصبانی کرد تا خوب شناخت!
انچه افراد،درعصبانیت،از خود بروز میدهند؛
میزان منطقشان
میزان ادبشان
میزان بزرگی روحشان
میزان شعورشان
میزان معرفتشان
میزان اصالتشان
و حتی میزان؛
مهرو محبت راستین شان،
نسبت به ما را نشان میدهد.
گاهی دیده میشود افراد مادام که همه چیز بر وفق مرادشان است،
چنان مهربان و مودب و فروتن اند،
که در برابرشان احساس فرومایگی میکنی!
ولی کافی است؛
به بهانه ای،اتفاقی یا انتقادی، یا برخورد ناخوشایندی رنجیده خاطر شوند؛
تازه ان روی نامبارک خود را مینمایانند!
دیگر نه ادب میشناسند و نه مرام و نه معرفتو نه محبت...!
از این افرادبر حذر باشید،،،،،،،
کسی که فقط به روزگار ملایمت، اهل ادب و مهر و محبت است؛
و با کمترین ناملایمتها،انسانیتش گم میشود؛
شایسته ی دوستی پایدار نیست!
این ها روح های کوچکی دارند؛
که فقط به درد احوال پرسی های گاه گاهی میخورند،،،
بزرگی،معرفت،ادب ،اصالت و نجابت ادمیان را به هنگامه ی خشم و عصبانیت بیازمایید.....

[ جمعه ۸ خرداد ۱۳٩٤ ] [ ۳:۳٢ ‎ق.ظ ] [ sifalaw ]

سلام به همه ی دوستای مطهرونی

مدتی هست که اینجا مطلبی ننوشتم اما امروز با وجود اینکه خیلی دلم گرفته خواستم چند سطری بنویسم

حقیقتش دو روز گذشته برای منو خانوادم خیلی سخت گذشت یعنی یه اتفاقی افتاد که هیچ کس انتظارشو نداشت.

10 سالی بود که ما یه خرگوش کوچولو و دوست داشتنی داشتیم خیلی هم معروف بود از همسایه و سبزی فروش و بقال محل گرفته تا فامیل و دوست و آشنا

این دوست داشتنی ما واقعا تو دل برو بود شیطون باهوش با محبت؛ شده بود یکی از اعضای خونه بماند که تو این ده سال چقدر لحظه های خوب و شاد باهاش داشتیم حتی سر سفره هفت سین اونم بود

دو شب پیش خیلی خوب و خوش و سرحال کنارمون بود نمیدونیم چی شد تو 5 مین چنان جیغ هایی زد و بعدم دیگه نفس نکشید.

همه شوکه شدیم واقعا شوکه براش اشک ریختیم جای خالیش واقعا سخته واقعا سخت گذشته و میگذره به خانواده من

همه اینا رو گفتم تا برسم به اینجا که به قول خواهرم گفت: مرگ خخری یه تلنگر بود واقعا راست میگن هیچ کس از چند ثانیه بعد خودش خبر نداره تا چند ساعت قبل خخری خوب و خوش و سرحال کنارمون بود خواهری حتی 5 مین قبل پرکشیدنش تو حیاط باهاش بازی میکرد بعد یهو ورق برگشت آدمها هم همینن زندگی کلا همینه

یادمون نره شاید یدفعه خیلی دیر بشه نتونیم به عقب برگردیم نتونیم دلهایی که شکستیم حلالیت بگیریم نتونیم اشتاباهات و گناهانمون رو جبران کنیم و فرصت توبه ای نمونده باشه

اما بازم این چند روز یه چیز دیگم بدجور فکر منو مشغول کرد مدام با خودم میگم ما یه حیوون کوچولو داشتیم باز گل نازکتر بهش نگفتیم عزیز بود واقعا عزیز همه کار میکردیم اذیت نشه اونوقت این بشر دوپا خیلی راحت آدم میکشه سر میبره جنایت میکنه روزی هزاران نفر رو از زخدگی کردن و نفس کشیدن محروم میکنه انگار نه انگار

همیشه میگم اینها آدم نیستن اینها حیوون هم نیستن که حیوونها محبت دارن فهم دارن هیچ کسی رو بخاطر پول و نفت و هزارتا چیز بیخود دیگه نمیکشن

خدایا از شر همه ی بدیها به تو پناه میبرم تو خود بر همه چیز دانایی

[ پنجشنبه ٧ خرداد ۱۳٩٤ ] [ ٩:۱٥ ‎ب.ظ ] [ sifalaw ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

چرا دلم نکند تب؟ زمان زمان عجیبی ست! نفس نمانده به کامم، هوا هوای غریبی ست! چه رسم عاشقی است این انتظار مجازی! تعارفات زبانی ، حسابهای ریاضی! چرا دلم نزند لک؟ عشقها که دروغین ، دشنه اند و تفنگند! آدمان نه آدم ، دوستان نه تب دار! مشق های نه مشتاق ، قلب ها همه بیمار چرا دلم نکند تب؟ بیا دلم تنگ است... بیا دلم تنگ است...
RSS Feed

قالب وبلاگ

گالری عکس
دریافت همین آهنگ
free counters
مطهرون
كد لوگوي ما
وب سايت ختم قرآن مجيد
وب سايت ختم صلوات بانك اهداكنندگان غير خويشاوند Display Pagerank
sifalaw:مدیر