قالب وبلاگ

مطهرونی ها بشتابید
بودن دردنیای واقعی فردا؛ یعنی تسلط برجهان مجازی امروز به شرط آنکه واقعی بمانیم 
لینک دوستان

سلام به همه دوستان مطهرونی

بله میدونم خیلی وقته پست نزدم و فرصت نکردم

البته چه کنیم کار و کار و کار روزگارست دیگر

حقیقت یه چنتا جمله بدجور تو ذهنم میچرخه یکیش این بود فردا برای دلجویی دیر است امروز زخم نزن

یکیش هم این بود چه سنگ را به کوزه بزنی چه کوزه را به سنگ شکست با کوزه است دلها خیلی زود از حرفها میشکنند مراقب گفتارمان باشیم

وقتی روزها میرم بیرون و مثل قدیم ها هوس پیاده رفتن میکنم میزنم کنار رودخونه و فکرم میره تو عالم خودم و یهو میبینم ای دل غافل رد شدم از محل کارم یا مجبورم بر گردم یا اینکه میگم بی خیال هر چه بادا باد بله حسن اینکه ادم خودش اوستای خودش باشه همینه خنده

بماند دور نشم از حرفم

تو زندگی گاهی یه آدمهایی پاشون تو زندگی آدم باز میشه که همیشه میگی ای کاش نبودن ای کاش زمان به عقب بر گرده و هیچ وقت چشمت به جمالشون نیفته ای کاش هیچ وقت سرنوشتت از کنارشون هم رد نمیشد و هزاران ای کاش دیگه که اگر بخوایم بگیم طوماری میشه برا خودش

واقعا بعضی آدمها ارزش ندارن براشون غصه بخوریم چون اونقدر احمقن اونقدر بی ارزشن که حد نداره. به قول یکی از دوستانم خدا هم مونده تو خلقتشون نمیدونه چکارشون بکنه

یه بنده خدایی میگفت یکی از این همین آدمهای .... بدجور زندگیشو نابود کرده میگفت اینقدر خسیس بود یه بار نشد یه بار یه شاخه گل بگیره یا حتی یه آدامس بیاد سراغم اما حالا برا اینکه خودشو به اینو اون خوب نشون بده و بگه آهای ببینید من کی هستم و چی هستم میره به یه بنده خدا که صد پشت غریبه هست و با این دوست ما فقط یه آشنایی داره پیام میده میگه تسلیت میگم فوت پدرتون رو براشون سفارش چفیه دادم از کربلا بیارن ابلهتعجب

خداییش وقتی شنیدم سرم سوت کشید این ادمها چی فکرکردن ؟؟؟ واقعا فکرمیکنن ملت احمقن و شعورشون رو حراج کردن یا نه ملت دچار بیماری فراموشی هستن و فراموش کردن روزهای نچندان دور و رفتارهای دور از انسان بودنشون رو؟؟؟؟

واقعا یاد حرفهای خسرو شکیبایی افتادم که گفت : گاهی نباید بخشید کسی را که بارها بخشیدی و نفهمید.. تا این بار در آرزوی بخشش تو بماند و بمیرد.

گاهی نباید صبر کرد، باید رها کرد و رفت ... تا بدانند که اگر ماندی ، رفتن را بلد بوده ای

گاهی بر سر کارهایی که برای دیگران میکنی، باید منت گذاشت، تا آن را کم اهمیت ندانند

گاهی باید بد بود برای کسی که فرق خوب بودنت را نمی فهمد....

دوست عزیزمون تعریف میکرد اون ادم بی لیاقت هیچ وقت برای بودن ارزش قائل نشد هیچ وقت شکستن منو ندید هیچ وقت بهایی نداشتم با تمام محبت ها و دوست داشتن هام اما امروز اون فرد خیلی راحت میگه تو ناشکری همه قبطه زندگیمون رو میخوردن

وقتی به اینجای صحبت رسید گفتم قبطه میخوردن؟؟!!!! قبطه چی ؟؟

قبطه خساست ها نفهمی ها دوری ها زندگی نداشتن ها و خوشی نداشتن ها قبطه چی زندگی شما رو خوردن قبطه بی عاری قبطه اینکه همه غیرت داشتن زندگی تشکیل دادن رفتن سر زندگیشون و طرف جنابعالی میگفت سر سفره پدرم راحت میخوردم یا تا ده سالم میشه بلاتکلیف موند ؟؟؟ قبطه اینو میخورن که همه بچه دار شدن روزهای خوش بهار زندگیشون رو زندگی کردن و تو پله های دادگاه رو بالا پایین رفتی؟؟؟؟سبزعصبانیعصبانیعصبانیعصبانی

امان از این زندگی های بی سر و ته امان از این دلرحمی ها امان از این همه پدرسوختگی های جورو واجور امان از این همه بی ریشه بودن امان از این همه تربیت های نادرست و مثل علف هرز بزرگ شدن ها امان از این اعتماد به نفس های کاذب اما از خیلی حرفها که نمیشه زد

امان از ادمهایی که نمی فهمن کلماتی که از دهنشون بیرون میاد ویترین فروشگاه شعورشون هست .

[ چهارشنبه ٢۳ دی ۱۳٩٤ ] [ ٢:٠۸ ‎ق.ظ ] [ sifalaw ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

چرا دلم نکند تب؟ زمان زمان عجیبی ست! نفس نمانده به کامم، هوا هوای غریبی ست! چه رسم عاشقی است این انتظار مجازی! تعارفات زبانی ، حسابهای ریاضی! چرا دلم نزند لک؟ عشقها که دروغین ، دشنه اند و تفنگند! آدمان نه آدم ، دوستان نه تب دار! مشق های نه مشتاق ، قلب ها همه بیمار چرا دلم نکند تب؟ بیا دلم تنگ است... بیا دلم تنگ است...
RSS Feed

قالب وبلاگ

گالری عکس
دریافت همین آهنگ
free counters
مطهرون
كد لوگوي ما
وب سايت ختم قرآن مجيد
وب سايت ختم صلوات بانك اهداكنندگان غير خويشاوند Display Pagerank
sifalaw:مدیر