قالب وبلاگ

مطهرونی ها بشتابید
بودن دردنیای واقعی فردا؛ یعنی تسلط برجهان مجازی امروز به شرط آنکه واقعی بمانیم 
لینک دوستان

سلام به دوستان مطهرونی

شایان بذکر دونستم یه مسئله رو توضیح بدم

دوستان قدیمی وبلاگ مطهرون میدونن که مطهرون اهدافش چی بود و مطالبش در چه مسیری بود و اصلا چرا مطهرونی ها بشتابید متولد شد

دوستان همراه قدیمی در جریان بودن مطهرون سه تا نویسنده داشت

یکی دوست خوب و عزیز Aypara  و دیگری doctor114

اومدم بگم دوستانی که آیدی doctor114 رو داشتن بدونن ایشون دیگه با وبلاگ مطهرون کار نمیکنن و از این وبلاگ اخراج شدن

ایشون از نظر اخلاقی به هیچ وجه مورد تایید ما نیستن و دیگه هیچ وقت به مطهرون بر نخواهند گشت

 

هر کسی سزاوار فرصتی دیگر است اما، نه برای همان اشتباه...

با تشکر

[ دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ ] [ sifalaw ]

 

 

سلام به دوستای گل مطهرونی

این روزها خیلی وقتها تو فکر فرو میرم و گاهی حساب وقت از دستم در میره

خیلی برام جالبه آدمهایی که وقتی یه چیز با ارزش دارن ارزش اونو نمی دونن ولی وقتی از دست میدن برای داشتنش تلاش میکنن هرچند تلاش که نه بازم ریا کاری میکنن ...

این آدمها تا قبل خراب شدن پل ها هر چقدر بهشون تلنگر زده مشه همش میگن نوچ همش میگن بیخیال همش در پی افکار پوچ میگن درستش میکنیم زهی خیال باطل

اما به محض خراب شدن اون پل ها دو دستی تو سرشون میزنن که....

این آدمها نمی فهمن اعتماد وقتی از بین رفت،قلبی وقتی شکست؛ دیگه نمیشه کاریش کرد

این آدمها اینقدر مغرور اینقدر لجباز اینقدر خودشیفته که اعتماد به نفس کاذبشون چشماشون رو میبنده بی حیا میشن دروغگو میشن پنهان کار میشن نقلش نگفتنی

خیلی از آدمها فکر میکنن دیگرون برده ی اونها هستن یا شایدم ماشین کنترلیشون که هر فرمانی میدن دیگری بله قربان گو انجام بده

یسری آدمها این وسط هستن که واقعا با تمام قلبشون میان جلو محبت میکنن ارزش قائل میشن بها میدن و یک نفر که تا دیروز حتی خانوادش براش ارزش قائل نبودن رو بها میدن احترام میزارن ولی همون آدم حقیر دیروزی یدفعه اینقدر بزرگ میشه که یادش میره کسی نبود کسی شد خواستن که بشه و اونوقته که باید با تبر اونو شکست خردش کرد تا دوباره ساخته بشه تا جامعه اونو ادب کنه یادش بده احترام گذاشتن محبت کردن ارزش قائل شدن افراد جوابش بی ادبی و توهین نیست حماقت نیست خودشیفتگی نیست

ای روزگار ....

گاهی آدم اونقدر اذیت میشه و تحقیر میشه که باعث و بانیش رو حتی لایق نفرت خودشم نمیدونه حتی لایق یه فریاد یه ناسزا...

فقط میخاد اونها رو بندازه توی سطل و زباله و درشو ببنده

میخاد دیگه حتی صداشون رو هم نشونده...

اون آدمها اینقدر خودشفتن که میگن ما کاری نکردیم ما حرفی نزدیم ما اشتباهی نداشتیم اما یکی نیست بگه آخه جوونی یه نفر رو سوزوندن دلشو شکستن خردش کردن محبت هاشو زیر پا له کردن و دروغهای دیگرون رو حلوا حلوا کردن و آبرو ریزی کردن چیزای کمی نیست

چیزه کمی نیست دیگران رو ابزار خود دیدن و ازشون لذت بردن با روحشون بازی کردن

بهار زندگی وقتی رفت رفته

وقتی اونی که شکسته دور و بر خودشو نگاه میکنه میبینه همه افراد دور و برش زندگی دارن سروسامان گرفتن اما خودش بخاطر یه نادون و خانواده بی اصالتش هیچی نداره جز یه کوله بار از تحقیرها خستگی ها زجر ها و تلخی ها  دیگه چی میشه به باعث و بانیش گفت؟؟!؟!؟!؟!؟

تازه بازم طلبکارش هستن خیلی درد داره خیلییییییییییییییییییییی

یه جمله همیشه تو ذهن من میچرخه

اونم اینه کاش چیزی نشکنه اگه شکست دل کسی نباشه

 

[ چهارشنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ ] [ sifalaw ]

سلام به همه ی دوستان مطهرونی عزیز

امروز تو این سال جدید اولین پست رو میخوام بزنم

حتما همه خبر دارید که روز جمعه روز مادر هست روز زن

پریروز رفته بودم برای خرید چیزی و جنب و جوش مردم رو میدیدم که برای مادرشون یا مادرشوهرشون یا حتی همسرشون خرید میکنن و به اصطلاح هدیه میخرن

هر چند شلوغ هم نبود انگاری کف گیر همه خورده بود کف دیگنیشخند

خیلی ها سردرگم بودن نمیدونستن چی بخرن که عزیزترینشون دوست داشته باشه

بعضی ها هم بودجه ی مالیشون دستشون رو بسته بود

شب موقع خواب با خودم داشتم فکر میکردم خوشبخت واقعی کیه؟

مادری که فقط براش یه هدیه میخرن از سر اجباریا هدیه میخرن از روی محبت یا مادری که اصلا کنج خانه ی سالمندان چشم به راه بچه هاش مونده

یا خوشبخت اون زنی هست که همسرش با مختصر پولی براش یه هدیه خریده

یا نه خوشبخت اون زنی هست که حتی شوهرش براش هدیه هم نمی خره

و........

آخر همه ی اینها یاد یه زن افتادم که شوهرش نه تنها هیچ وقت براش هدیه نخرید بلکه همیشه اونو به چشم یه وسیله دید یه ابزار بهره بردن از جسمش

از وقتی اون زن بله گفت شد ابزار ابزار ابزار...

اون زن هیچ وقت ازش هدیه نخاست هیچ وقت پول نخاست

فقط یه چیز خواست احترام، محبت واقعی، علاقه و روراستی، ادب، صداقت و....

اما دریغ تنها چیزهایی که اون مرد به همسرش داد تحقیر بود و نامردی و بی حیایی

با انبوهی از بی ادبی ها و تحقیرها و توهین های خانوادش به اون زن....

بگذریم ...

زیر سقف این شهر هر کس یه مشکلی داره

یکی برای انگشتر برلیان چند قیراطیش تو پوست خودش نیست اما آیا واقعا از سر علاقه هدیه گرفته؟؟!؟!؟!؟

یکی با یه شاخه گل دنیا رو سیر میکنه

یکی یه سرویس طلای چند میلیونی هدیه میگیره اما شاد نیست شوهرش جای دیگه سرش گرمه

یکی نه هدیه میگیره نه محبت بهش میشه نه هیچ چیز دیگه ای

 

اما...

ای کاش آدمها ارزش روح یه آدم رو میدونستن

برای روح و شعور و محبت یه زن احترام قائل بودن

دو روز پیش یه مطلبی خوندم با این مزمون که تخم مرغ تا نشکسته سفیده اما وقتی میشکنیش دو رنگ میشه دیگه سفید نیست عین یه کاسه ی چینی که وقتی میشکنه وقتی بندش هم میزنن دیگه مثل اول نمیشه

روزگار تلخیه

آی آدمها

آی آدمها مراقب رفتارهاتون باشید مهم نیست هدیه چی میخرید که البته باید خرید اینم یکی از نشانه های محبته فقط حرف زدن ارزش نداره

محبت بدون عمل معنی نمیده برای روح آدم ها ارزش قائل باشید یه نفر هر چقدر صبور آخرش یه جا میشکنه وقتی شکست دیگه خوب نمیشه

 

میلاد بانوی روشنایی حضرت زهرای مرضیه رو به همه ی دوستان تبریگ میگم

پیشاپیش روز مادر و روز زن هم مبارک

[ چهارشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ٦:٢٧ ‎ب.ظ ] [ sifalaw ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

چرا دلم نکند تب؟ زمان زمان عجیبی ست! نفس نمانده به کامم، هوا هوای غریبی ست! چه رسم عاشقی است این انتظار مجازی! تعارفات زبانی ، حسابهای ریاضی! چرا دلم نزند لک؟ عشقها که دروغین ، دشنه اند و تفنگند! آدمان نه آدم ، دوستان نه تب دار! مشق های نه مشتاق ، قلب ها همه بیمار چرا دلم نکند تب؟ بیا دلم تنگ است... بیا دلم تنگ است...
RSS Feed

قالب وبلاگ

گالری عکس
دریافت همین آهنگ
free counters
مطهرون
كد لوگوي ما
وب سايت ختم قرآن مجيد
وب سايت ختم صلوات بانك اهداكنندگان غير خويشاوند Display Pagerank
sifalaw:مدیر